my psyche
روانی من
P9
ویو سویون:
بدون هیچ حرف دیگه ای از کمپانی اومدم بیرون
ویو جونکوک:
من نباید این کار رو می کردم خودش باید تصمیم میگرفت نباید بهش می گف...
نامجون:بسه جونکوک خودش وقتی کلیپ رو دید حالش بد شد ولی به روی خودش نیاورد بعدشم وقتی به خاطره کار ته انقدر آسیب دیده و الانم حالش خوب نیس یعنی دوسش داره
جونکوک:نمیدونم
جیمین:سویون دختر مهربونیه می ببخشتش
ویو سویون :
یعنی منو دوست داره . نه اگه دوست داشت نمیکرد. ولی حالش خوب نیست
چی کار کنم
سرم رو روب آسمون کردم و گفتم :به راهی بزار جلوی پام خواهش میکنم کمکم کن اگه برم حالش خوب میشه ولی خودم چی بهت قول دادم اگه کسی باز بهم خیانت کرد دیگه باهاش نباشم، اصلا غرور خودم چی .ولی داره آسیب میبینه (گریه و داد)
نکته :سویون توی بالکن خونه داره حرف میزنه
ویو جونکوک:
رفتم خونه دیدم صدای گریه میاد سویون بود به حرفاش گوش دادم نامجون راست میگفت هنوز دوسش داره
جونکوک: راهی که قلبت میگه رو برو آدم یه بار زندگی میکنه
ویو سویون :
داشتم گریه میکردم که کوک اومد
سویون:اما غرورم چی؟
جونکوک: غرور یا عشق بین این دوتا موندی ؟
سویون؛نمیدونم کدوم رو انتخاب کنم
جونکوک:قلبت چی میگه
سویون:میگه ببخشش ولی غرورم نمیزاره میگه اون نباید این کار رو باهات میکرد
جونکوک اومد بغلم کرد و
گفت:انسان ها یه بار زندکی میکنند همه باعشق زندگی میکنن و با عشق هم از این دنیا میرن توی زندگی خیلی اتفاق ها می افته ولی خیلی از اونا راه درست رو انتخاب نمیکنن که این اتفاق بدتر میشه یعنی میشه گفت تو باید از بد و بدتر یکی رو انتخاب کنی . حالا تو کدوم را انتخاب میکنی
سویون : برای من بد غرورو بدتر تهیونگ
جونکوک:با قلبت تصمیم میگیری یای غرور . اگه بخای با قلبت تصمیم بگیری تهیونگ بد و بدتر غرور....
سویون:جونکوک من زمان میخوام
جونکوک:زمان؟ باش ولی خیلی کمِ ها مطمئنی آخه دکتر گفت ممکنه بد یکی دو هفته فراموشی بگیره
سویون :دلم میخواد فراموشی بگیره منو یاد بره
جونکوک:تو از یادش میری ولی دردی که به تو زد نه ......باشه آبجی کوچولو هرجور که دوست داری سرش رو بوس میکنه و میگه:بیا بریم غذا بخوریم
P9
ویو سویون:
بدون هیچ حرف دیگه ای از کمپانی اومدم بیرون
ویو جونکوک:
من نباید این کار رو می کردم خودش باید تصمیم میگرفت نباید بهش می گف...
نامجون:بسه جونکوک خودش وقتی کلیپ رو دید حالش بد شد ولی به روی خودش نیاورد بعدشم وقتی به خاطره کار ته انقدر آسیب دیده و الانم حالش خوب نیس یعنی دوسش داره
جونکوک:نمیدونم
جیمین:سویون دختر مهربونیه می ببخشتش
ویو سویون :
یعنی منو دوست داره . نه اگه دوست داشت نمیکرد. ولی حالش خوب نیست
چی کار کنم
سرم رو روب آسمون کردم و گفتم :به راهی بزار جلوی پام خواهش میکنم کمکم کن اگه برم حالش خوب میشه ولی خودم چی بهت قول دادم اگه کسی باز بهم خیانت کرد دیگه باهاش نباشم، اصلا غرور خودم چی .ولی داره آسیب میبینه (گریه و داد)
نکته :سویون توی بالکن خونه داره حرف میزنه
ویو جونکوک:
رفتم خونه دیدم صدای گریه میاد سویون بود به حرفاش گوش دادم نامجون راست میگفت هنوز دوسش داره
جونکوک: راهی که قلبت میگه رو برو آدم یه بار زندگی میکنه
ویو سویون :
داشتم گریه میکردم که کوک اومد
سویون:اما غرورم چی؟
جونکوک: غرور یا عشق بین این دوتا موندی ؟
سویون؛نمیدونم کدوم رو انتخاب کنم
جونکوک:قلبت چی میگه
سویون:میگه ببخشش ولی غرورم نمیزاره میگه اون نباید این کار رو باهات میکرد
جونکوک اومد بغلم کرد و
گفت:انسان ها یه بار زندکی میکنند همه باعشق زندگی میکنن و با عشق هم از این دنیا میرن توی زندگی خیلی اتفاق ها می افته ولی خیلی از اونا راه درست رو انتخاب نمیکنن که این اتفاق بدتر میشه یعنی میشه گفت تو باید از بد و بدتر یکی رو انتخاب کنی . حالا تو کدوم را انتخاب میکنی
سویون : برای من بد غرورو بدتر تهیونگ
جونکوک:با قلبت تصمیم میگیری یای غرور . اگه بخای با قلبت تصمیم بگیری تهیونگ بد و بدتر غرور....
سویون:جونکوک من زمان میخوام
جونکوک:زمان؟ باش ولی خیلی کمِ ها مطمئنی آخه دکتر گفت ممکنه بد یکی دو هفته فراموشی بگیره
سویون :دلم میخواد فراموشی بگیره منو یاد بره
جونکوک:تو از یادش میری ولی دردی که به تو زد نه ......باشه آبجی کوچولو هرجور که دوست داری سرش رو بوس میکنه و میگه:بیا بریم غذا بخوریم
- ۱.۲k
- ۱۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط